• صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
  • برای حاج منصور ارضی(عرشی)
  • حزب الله شخص پرست نیست اما پای حاج منصور می ایستد
  • حجت‌الاسلام احمد پناهیان
  • اصرار عجیب برای اداره بخشنامه‌ای عزاداری اباعبدالله
  • چرا با آمدن نام امام خامنه ای صلوات می فرستیم؟
  • از احمد متوسلیان تا محمود احمدی‌نژاد
  • شعری برای گریه آقا در نماز عیدفطر
  • به عشق پیر مرادم - همو که عاشقی را یادم داد
  • حاشیه ای بر اظهارات حاج منصور و اقدامات تخریبی علیه وی
  • ایران ناجی اسلام؟!
  • وقتی مسیح مهاجری هم فتوا میدهد !!
  • نگرشی بر اندیشه امام خمینی(ره) - از نگاه مرحوم علامه فضل الله
  • پیام تسلیت امام خامنه ای( مد ظله العالی) در پی رحلت آیت‌الله حاج سیّدمحمّدحسین ف
  • انقلاب کماکان مشغول غربالگری است، مارقین هم مشخص شدند...
  • تقابل رأی شعبه 29 با دستورات صریح ولایت مطلقه امر
  • پیام حضرت امام خامنه ای ( مدظله العالی)
  • بازهم غزه؛ باز هم رخوت در وزارت خارجه
  • تکرار تاریخ؛ از مطهری تا مصباح‌یزدی
  • چرا باید بگوییم "امام خامنه ای"؟
  • مهمانی شهیدان
  • آفتاب آمد دلیل آفتاب
  • طرح ساماندهی مزار شهدا
  • این آ ب به کدام آسیاب می ریزد ؟!
  • ای روح خدا مبارکت باد سی سال جوان شد انقلابت
  • استقبال بیست و دو بهمن
  • راهپیمایی‌های ما، همه حکومتی است
  • زنده باد استبداد!
  • نظر شهید آوینی در مورد مخملباف
  • در مورد خانواده های شهدا و مسائل اخیر
  • نظرات بینندگان الجزیره درباره ی سخنرانی احمدی نژاد در سازمان ملل
کلمات کلیدی مطالب
     
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • اردیبهشت ٩٠
  • فروردین ٩٠
  • دی ۸٩
  • آبان ۸٩
  • مهر ۸٩
  • شهریور ۸٩
  • امرداد ۸٩
  • تیر ۸٩
  • خرداد ۸٩
  • اردیبهشت ۸٩
  • فروردین ۸٩
  • اسفند ۸۸
  • بهمن ۸۸
  • دی ۸۸
  • آذر ۸۸
  • مهر ۸۸
دوستان من
  • هیئت سفیرشام(س)
  • دوستداران حاج منصور ارضی
  • نورباران
  • سرمشق( یک بچه حزب اللهی ملایری)
  • آرمانهای او و ...
  • قرآن جاوید
  • زونکن دیجیتال
  • فروم قرآنی
کدهای اضافی کاربر


یادگاری
برای حاج منصور ارضی(عرشی)
نویسنده: - ۱۳٩٠/٢/۸

“میخانه دگر جای من بی سر و پا نیست…”؛ رسانه ملی ما سال هاست که صدای سمایی توست و سیمای سماواتی ات در چهارراه “مخبرالدوله” یک سر می برد ما را “جبل الرحمه” از بس که قشنگ “عرفه” می خوانی.

انگار که از گلوی آسمان می گویی “السلام علیک یا اباعبدالله”، از بس که قشنگ می گویی. آنقدر از ما اشک گرفته ای که چشمان مان جلد خون شده است. همین را هم عشق است. گمانم حنجره ات “بیمه رقیه” باشد، از بس که برای “۳ ساله” قشنگ روضه می خوانی، در سومین شب از “لیالی عاشقی”.

گمانم زیباترین ابنیه میدان تاریخی ارک، تار حنجره صوتی تو باشد که در پود خیمه گاه، تنیده شده. این بنا را تو بنا کرده ای از قدیم که “ربنا” می گفتی قبل از سحر… “دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند”…

آه! چقدر هوس کرده ام بخوانی برایم؛ “اللهم رب شهر رمضان…” راستی حاجی! تو که از قدیم، “قدیم الاحسان” می گفتی به “حق حسین”، می شود یک بار دیگر، با همان سوز بگویی: “حب الحسین…” و بعد بگذاری ما جوابت را بدهیم “…اجننی”؟! عاشق اشک گرفتنت هستم از مستمع.

خوب بلدی کجا ببری ما را. ما همه “مدینه رفته ایم”، از بس که فاطمیه های تو سرشار از بقیع است. تو تازگی ها کربلا رفته ای، اما برای ما “صنف لباس فروشها” عینا “زیارت عاشورا”ست.

انگار که “صبحانه صنف” در “بین الحرمین” باشد، از بس که می چسبد. انگار که “ارک” درک کرده کربلا را، که آن شب پرمخاطره، سوخت همراه با ما دلسوختگان حسین.

انگار که مناجات تو با خدا، درون “سفینه نجات” است، از بس که “عطر حسین” می دهد ربناهایت. تو استاد مسلم اشکی. صدای آواز تو، های های گریه ماست.

آری! تو استاد مسلم اشکی، آنجا که با “صدای گرفته” در شب تاسوعا برای مان از “علقمه” می گویی و از عباس. در تقدس حنجره ات، همین بس که دربست در خدمت “حسین” است… عشق می کنم وقتی به ما نگاه می کنی و سر تکان می دهی و گره در زلف ابروان قشنگت می اندازی و می گویی…

چه می گویی؟! چه می کنی با دل ما، وقتی که می گویی؛ “می کشی مرا حسین”، می کشی مرا حاج منصور!

یادت هست؟! آن زمان که پای روضه ات بچه های گردان عاشقی می نشستند و چند روز بعد خبر می آمد که “قاسم” و “محسن” و “رضا” به شهادت رسیده اند. تو راوی اشکی. راوی عشق. راوی “اسم اعظم خدا”؛ حسین.

تو راوی هروله ای. راوی منتقم خون حسین… “ترسم که بیایی و من آن روز نباشم”. مگر تو برای مان روضه بخوانی، که از زخم تیر حرمله های روزگار، مفری نیست، جز اشک. از ما شاید ای مداح خوب ثارالله! بتوانند “چشم” را بگیرند، اما “اشک” را هرگز. گلوی مان را شاید، فریادمان را “حسین حسین” را هرگز. پای مان را شاید، راه مان را هرگز. دست مان را شاید، بیعت مان را هرگز. سینه مان را شاید، مهرمان را به سیدالشهدا هرگز. قلب مان را شاید، دل مان را هرگز… گفت: “این صدای تپش قلبم نیست، در نهانخانه دل سینه زنی است”.

***

ما به تو بدهکاریم حاج منصور، هر قطره اشک مان را. بارها خسته آمدیم مسجد ارک، اما خدا در سوز مناجات تو، نمکی گذاشته که فقط کافی است “السلام علیک یا اباعبدالله” بگویی، تا ما با تو همراهی کنیم، شور را. آنقدر می دانم که حنجره تو را هرگز نمی توان از صدای حسین برید. گلوی تو بخشی از خاک کربلاست… گرم و گیرا و پر از سوز و ناله و آه!… بخوان ای پیرغلام اباعبدالله…
“بیا نگار آشنا، شب غمم سحر نما،
مرا به نوکری خود، شها تو مفتخر نما،
ای گل وفا حسین، معدن سخا حسین،
می کشی مرا حسین...،
تجلّی ولایتی، سرشته با گل منی،
تمام هستی ام تویی، تو صاحب دل منی،
آیه ی محبتی، سوره ی ولایتی،
یار حق نما حسین، می کشی مرا حسین...،
ز کودکی دلم شده، اسیر و مبتلای تو،
خدا کند که جان دهم، به یاد کربلای تو،
ذکر تو عبادتم، تشنه ی شهادتم،
شاه کربلا حسین، می کشی مرا حسین...،
چه می شود ز باده ی، ولا دهی تو شهدی ام،
مدد کنی صلا زنم، که من غلام مهدی ام،
کو امام منتظر، یار غائب از نظر،
چشمه ی بقا حسین، می کشی مرا حسین...،
بیا حرارتم بده، ز شعله ی محبتت،
بیا و عادتم بده، به آتش ولایتت،
نام تو بقای دل، ذکر تو نوای دل،
یار دلربا حسین، می کشی مرا حسین...،
شرر اگر زبانه زد، به خیمه ی عزای تو،
ز سوز دل صدا کنم، حسین شوم فدای تو،
شعله سوزد از غمم، لاله ی محرمم،
ذکر شعله ها حسین، می کشی مرا حسین...”

 

حسین قدیانی

نظرات ()



حزب الله شخص پرست نیست اما پای حاج منصور می ایستد
نویسنده: - ۱۳٩٠/۱/۳۱

"عماریون"- حاج حسین الله کرم اقدام فاطمی حاج منصور را در چارچوب اقدام به هنگام در رسوا کردن منافقین و دفاع از ارزش ها نامید.
او اظهار داشت حاج منصور ارضی شاگرد این مکتب فاطمی است که در دوران ما خصوصا از دوران جنگ تا کنون بر اساس اقدام فاطمی بوده است بطوریکه در رسوا کردن فتنه سیاسی و دینی و همچنین دفاع از مقام معظم رهبری آنهم به موقع، بهنگام و به اندازه عمل کرده است. الله کرم بصیرت حاج منصور را ناشی از آیه «ان تتقوالله یجعل لکم فرقانا» انفال - 29 (اگر تقوا پیشه کنید خدا برای شما شناخت حق از باطل را می دهد) و اخلاص در عزاداری فاطمی و حسینی داشت و اقدامات فاطمی وی را به شرح زیر مطرح کرد:

1- حاج منصور در زیارت عاشورای مجلس سوم با انتقاد از عملکرد نمایندگان آن دوره، جریان موسوم به خط امام را بیمار نامید. این در حالی بود که آن جریان می خواست رئیس جمهور جانباز انقلاب را استیضاح و بر کنار کنند. حاج منصور در همین ایام در مخالفت با قائم مقام رهبری در مسجد امام اظهار داشت افراد را بالاتر از آنچه هست قرار ندهید زیرا وقتی زمین بخورد شدید تر آسیب می بیند.

2- حاج منصور نفاق جدید را به مردم معرفی کرد و گروه بهزاد نبوی را بی اعتقاد به حضرت امام نامید. این در حالی بود که نفاق و فتنه سیاسی آن دوران، امام خمینی(ره) را به بیش از 300 اشتباه و عبور از قانون اساسی متهم کرده بود. البته بهزاد نبوی پس از آن اعلام کرد خط امام به مفهوم یک جریان سیاسی است که فقط در 60 درصد مواضع با امام خمینی اشتراک نظر دارد.

3- حاج منصور پس از جنگ علیه دنیا گرایی، اصراف و تبذیر، غارت بیت المال و همچنین فاصله طبقاتی ناشی از سیاست های اقتصادی دولت موسوم به سازندگی پرداخت و هاشمی رفسنجانی را مظهر اسلام آمریکایی خواند و این در حالی بود که اطرافیان هاشمی با رضایت ایشان به شدت دنبال مادام العمر کردن ریاست جمهوری هاشمی بودند.

4- حاج منصور، خاتمی را شیفته و فریفته غرب معرفی کرد و به همگان اعلام کرد گول عمامه و رنگ آن را نخورید. حاجی در این دوران گام چهارم حزب الله را با عنوان نوسازی معنوی دنبال کرد.. این در حالی بود که دوران خاتمی یاد آور تهاجم روشنفکری دوران مشروطه به اسلام، روحانیت و ... بود. چنانچه فراتر از این در پی واتیکانیزه کردن ولایت فقیه در قم بودند. در این راستا حاج منصور در فتنه 88 بطور جدی به میدان مقابله با فتنه سیاسی رفت.

5- حاج منصور در انتخابات جمهوری نهم برای جلوگیری از بازگشت فتنه اقتصادی دوران هاشمی از احمدی نژاد حمایت کرد که شعار های انقلاب اسلامی یعنی گفتمان امام و عدالتخواهی، استکبار ستیزی و دولت اسلامی را ارائه می داد. در این راستا حاج منصور از هرگونه حمایتی از جمله همراهی با هیئت دولت با هدف تاثیرات معنوی دریغ نکرد.

6- حاج منصور گرچه از احمدی نژاد درانتخابات ریاست جمهوری دهم نیز حمایت کرد ولی بمحض این که دولت در فتنه سیاسی پس از انتخابات خود را پشت رهبری پنهان کرد به شدت انتقاد کرد. حاج منصور در فتنه 88 مستقیما به صحنه آمد تاتوهین گران به عاشورای حسینی را به جای خود بنشاند.

7- حاج منصور انتقادات خود را در راستای سالم سازی دولت ادامه داد و مواضع مخالف خود را نسبت به دیدگاه دولت پیرامون حضور زنان در ورزشگاه ها، عدم اجرای طرح عفاف و حجاب و تجدید نظر دولت در نوع پوشش زنان را مطرح کرد.

8- حاج منصور وقتی با شبکه ای از افراد منحرف یا نفوذی در داخل دولت روبرو شد به میکروب زدایی از دولت روی آورد و عملکرد این شبکه منحرف و نفوذی را فتنه دینی نامید. حاج منصور رهبر شبکه منحرف و نفوذی را مطابق احادیث و روایات یهودی صفت نامید زیرا شاهد توهین به پیامبران اولوالعزم، طرح حلیت موسیقی، طرح دوستی با مردم اسرائیل، ارائه مکتب ایرانی به جای مکتب اسلام، جایگزینی منشور کوروش به جای منشور امیرالمومنین علی(ع)، جعل حدیث بسته بودن دست شیطان در نوروز، جایگزینی انسان به جای خدا و ... بود.حاج منصور بر مبنای «قل اعظکم بواحده ان تقوموا لله مثنی و فرادی - آیه 46 سبا» به مقابله با شبکه منحرف و نفوذی دولت پرداخت و به افشای فتنه دینی اقدام کرد و آنرا خطرناکتر از فتنه سیاسی نامید.

9- امروز شکایت رییس شبکه منحرف و نفوذی دولت با سوء استفاده از جایگاه حقیقی ریاست جمهوری از حاج منصور ارضی به قوه قضائیه ارائه شده است. گرچه ما فرد پرست نیستیم؛ ولی باید از ارزشهای خود دفاع کنیم. آنهم از فردی که با بصیرت و اقدامی فاطمی برای فتنه زدایی و تولید بصیرت عمومی وارد صحنه شده است و تمام توانایی خود را در این راستا مصروف کرده است و خالصانه ایستادگی می نماید. به هر حال اگر در دفاع از این گونه افراد ارزشی کوتاهی کنیم همان به سرمان می آید که در 16 سال دوران دولتهای چهارم تا هشتم آمد لذا از دوستان ارزشی انتظار می رود به طور قلمی یا ... به مقابله با ارزش زدایی بپردازند.

http://www.ammariyon.ir/fa/pages/?cid=9442

 

نظرات ()



حجت‌الاسلام احمد پناهیان
نویسنده: - ۱۳۸٩/۱٠/۱٢

اتصال بین امت ما با ولایت، در قرآن وعده داده شده بود

 

سرویس سیاسی جهان - حجت‌الاسلام حاج احمد پناهیان از روحانیون برجسته حوزه علمیه قم می‌باشد. ایشان چهره‌ای است که برای بسیاری از کسانی که تا کنون راهی سرزمین نور شده‌اند آشنا و محبوب است. سخنرانی‌های آتشین ایشان همواره مورد استقبال دانشجویان سراسر کشور قرار گرفته است.

نظر به اهمیت بحث شناخت فتنه و راه‌های مقابله با آن، خبرنگار جهان در این مورد با ایشان هم کلام شده است. آنچه در پی می‌آید حاصل این گفتگو است:

1. متأسفانه در فتنه سال گذشته دیدیم که عده ای جذب محبوبیت میرحسین شده بودند؛ حتی عده ای جذب چهره این شخص و یا جذب کسانی شدند که جذب میرحسین شده بودند؛ و این وابستگی کار دستشان داد. نظرتان را در این باره بفرمایید.

قرآن تصریح می کند که شیطان وقتی به خدا گفت من بنی آدم را اغوا می کنم گفت که از ابزار زیبایی استفاده می کنم. من بدی ها را زیبا جلوه می دهم و کسانی جذب می شوند که با زیبایی و جذابیت های ظاهری ارضا می شوند و کسانی جذب نشدند که زیبایی های باطنی و حقیقی برایشان مهم بود. به این دلیل است که مقام معظم رهبری به مسؤولین دولتی، حوزوی و دیگر مسؤولین تأکید می کنند کار فرهنگی بشود که عمق بخشیدن به ایمان جوانان است. وقتی ما در مجموعه های مختلف همت و کار نکردیم که ایمان ها را قوی کنیم، نتیجه این می شود که به زیبایی ها و جذابیت های ظاهری جذب می شوند و اگر ما سطح زیبایی های جوان ها را تغییر بدهیم، دیگر این زیبایی های ظاهری جذبشان نمی کند.
 
2. چه چیزی باعث جذب میلیونی مردم در روز 9 دی به سمت ولایت شد؟ فلسفه اش را برایمان توضیح دهید.
 
در ایران به فضل خدا و توفیق الهی و به خواست خدا یک قاعده ای است که در صدر اسلام نبود؛ آن هم پیوند عمیق امت با ولایت. نه صرفأ پیوند سیاسی اجتماعی که این آقا رهبر ما است. چون ممکن است رهبران دیگری در جامعه قد علم کنند؛ مثل لیدرهای سیاسی که خط می دهند. جریان نهم دی نشان داد پیوند مردم با رهبر یک پیوند عمیق درونی است و این هم جزو وعده های الهی است که اگر امتی اطاعت از امام عادل را پذیرفت بین اینها علقه ایجاد می کند. نه بین آنها با امام، بلکه خود بین امت این پیوند را ایجاد می کند. این علقه و علاقه درونی را ایجاد می کند که در صحبت های مقام معظم رهبری هم بوده است که فرمودند: این خداست که ما و شما را هدایت می کند. این خداست که دلهای من و شما را متوجه راه درست می کند. یعنی یک پیوند عمیق بین امت و ولایت ایجاد می شود که وقتی امتی ولایت را پذیرفت، این پیوند را خداوند هم بر امت و هم بر ولایت شامل می کند.

مشکل آنها که در زمان امیرالمؤمنین بودند این بود که امام علی (ع) به عنوان کسی [شناخته می شد] که به امور اجتماعی رسیدگی کند و آنها را از مشکلات گذشته بیرون بیاورد. ولی دنیاپرستی، هواپرستی و امیال باطنیشان مانع این شد که عمیقأ به او ایمان بیاورند. لذا اعتماد به حضرت علی (ع) نمی کردند! از روز اول صدر اسلام هم این اتفاق افتاد، ولی خدا به فضل خود در آخر الزمان طبق آیه ۵۴ سوره مائده این پیوند را بین امت و ولایت برقرار کرد و این تفاوت بین الآن و صدر اسلام است. شما در قرآن می بیند که نوشته شده «و من یتبع الله و رسوله و الذین آمنوا و ان حزب الله هم الغالبون» شما وقتی شأن نزول آیات را می خوانید، در احادیث ائمه می گویند ایرانی ها هستند و این انقلاب آخر الزمان آنان است.

پس چه چیزی اینها را به فان حزب الله هم الغالبون و پیروزی نهایی می رساند؟ یعنی اتصال می دهند اینها را به لشگر بقیه الله، می فرماید تولی. این ولایت خدا، ولایت ائمه - که همان ولایت فقیه می شود - این را خداوند فرموده «ذلک فضل الله یوتی» خدا این را از تفضل خود به امت ما داد و به فرموده امام خدا این پذیرش را برای جوانان ما آسان کرد و این تفاوت فتنه سال گذشته با فتنه صدر اسلام است.

 
3. وجه تشابه این فتنه با فتنه های اوایل انقلاب را بیان کنید. 

در زمان امام این طور بود که در بعضی از برهه ها حق و باطل مخلوط می شد. مثلاً در جریان انقلاب گروه ها و جریان هایی انقلابی می آمدند، که در بعضی از ادبیات مثل مبارزه با ظلم و استکبار و استعمار مشترک بودند، اما در بعضی موارد اختلاف های مکتبی و آئینی وجود داشت. آنها در نظر داشتند که یک حکومت ملی و یا لیبرالی تشکیل شود. تنها یک بخش هایی از ارزشهای درست را با ارزشهای خود که از روی هوا و هوس و یا از روی انحرافات بیرونی که در افکار خواص داخل شده بود مخلوط می کردند و عده زیادی را هم منحرف کردند و جریان منافقین درست شد.

در زمان جنگ هم کسانی که در جبهه حق و جزو لشگر امام (ره) بودند، در برخی موارد با امام مقابله کرند و مسائلی را ساختند و در کنار احکام امام (ره) احکام و باید و نبایدهایی را وارد کردند را. یک سری مصلحت اندیشی در کنار مصلحت اندیشی ها آوردند و همه را به اشتباه انداختند. مثلاً در مورد پذیرش قطعنامه خیلی ها به اشتباه افتادند که باید بجنگیم یا بپذیریم، چون حرف حق و باطل مخلوط شد. نتیجه هم این شد که مالک برگرد و قطعنامه را پذیرش کردیم و این اراده خدا بود که تحقق گرفت.

در انقلاب ما از شکل گیری تا کنون که سی سال می گذرد و روز به روز به بلوغ خودش می رسد، ملت ما تجربه دوران انقلاب و تجربه دوران جنگ را دیگر نکردند و از ولی خود جدا نشدند و ولی به راحتی توانست که با مردم پیش بیاید. نهم دی را سیاسیون تولید نکردند و آقا این حرف را تصریح می کند و می فرماید این کار را هیچ کس نکرد جز خدا. نهم دی یعنی مردم بیایند و بگویند که ما پای ولی مان هستیم و طبق آماری که رسانه ها دادند، بیشتر از چهل میلیون نفر در تظاهرات نهم دی شرکت کردند. این رقم بالایی است یعنی بیشتر از رأی دهندگان بودند. خوب این نشان دهنده این است که خدا خود این پدیده را به واسطه پیوند عمیق ایمانی مردم با ولایت آفرید.

البته آن چیزی که باعث شد مردم به خود بیایند و راه را پیدا کنند، اتصال روحی مردم با امام حسین (ع) بود و وقتی موضوع فتنه با امام حسین (ع) گره خورد بساط فتنه برچیده شد. تا امام حسین (ع) شک و تردید هنوز زیاد بود، چون برخی از مردم فکر می کردند شاید حق با اینها باشد. گر چه خیلی از جبهه اینها عقب نشینی کرده بودند، اما مقابل آنها نایستاده بودند. نهم دی جبهه مقابل با فتنه و نبرد امت با جریان فتنه و در آخر هم پیروزی نصیب شد. این روز فقط بیعت با ولایت فقیه نبود. مردم در نهم دی با جریان فتنه و نفاق و جریان معارض جنگیدند، اما یک جنگ مقتدرانه؛ که اصلاً نیاز به درگیری های خیابانی نشد و وقتی مردم را دیدند خود به خود عقب نشینی کردند.

4. با وجود اینکه فتنه از صدر اسلام تا کنون بوده است، چرا برخی از مردم آنها را عبرت نکرده و دچار اشتباه می شوند؟ 

ببینید اصلاً این جریان فتنه - یعنی درگیرشدن مردم - برای محک زدن ایمانشان است. خداوند در سوره عنکبوت آیه اول می فرماید آنهایی که ایمان آورده اند فکر می کنند که ما فتنه نمی کنیم؟ در جای دیگر می فرماید «جعلنا فی کل قریه اکابر مجرمیها له ینکر و فیها یعنی» ما برای هر امتی یزیدی قرار می دهیم - یعنی یک جریان کفر و استکباری و جریان نفاقی قرار می دهیم - که با مکر خود فتنه ای ایجاد کنند. چرا قرآن این گونه می فرماید؟ «تمیز الخبیث من الطیب» یعنی پاک از ناپاک مشخص شود. چرا تکرار می شود؟ چون در هر زمانی شیطان است و در هر زمانی ایمان است؛ لازمه آن نبرد سرد است و نبرد سرد و نبرد فکری در هر زمانی وجود دارد و حتی در زمان امام عصر (ارواحنا له فدا) هم وجود خواهد داشت. جریاناتی در مقابل ایشان است و در تاریخ آمده که ایشان هم جنگ سرد و هم گرم در پیش رو دارند.
 
5. مایه عبرت از تاریخ چیست؟
 
مایه عبرت گرفتن تقوا است. در روایت آمده است که: «اعلموا انه من یتق الله یجعل له مخرج من الفتن و نور المنن» یعنی آن چیزی که مردم را از فتنه سربلند و پیروز بیرون می آورد تقوا است و مایه پیروزی بر فتنه تقوا است. یعنی صرف گرفتن عبرت کافی نیست و خود باید وارد عمل شد. انسان عبرت می گیرد اما انجام آن چیزی که می داند حق است بر او سخت است و فقط با نیروی تقوا می توان از فتنه خارج شد؛ و چون جریان بی تقوایی در هر عصر و زمانی وجود دارد، ضعف در برابر با فتنه هم وجود دارد.

لازم به ذکر است که بگویم خیلی ها که آلوده جریان فتنه شدند خودشان می دانستند. مثل زمان حضرت علی (ع) که فرمود: ای مردمی که خدعه کردید بر شماها و شما هم گول خوردید و بعد هم فهمیدید که دارید گول می خورید! فرمود هم گول زدند و هم گول خوردید و هم فهمیدید که گول خوردید. بعضی از جریان ها این طوری بودند به لجاجت افتاده بودند و مقام معظم رهبری هم در فتنه فرمود: بعضی از اینها لج کردند وگرنه خود می دانستند که عامل فتنه شده اند و لج کردند. چرا؟ چون مایع بیرون آمدن از فتنه تقوا است و خیلی ها این تقوا را ندارند.

6. امثال موسوی و کروبی و خاتمی آیا یک شبه از نظام خارج شدند و یا از قبل خورده شیشه داشتند؟

ببینید به نظر من آفریده این فتنه ها آقای موسوی و کروبی نیستند. جریانات سیاسی هیچ وقت در یک جریانات عظیمی وسط گود نیستند. اینها عوامل بازیچه دست عوامل اصلی هستند. به نظر من سران فتنه لابی های صهینوستی و سرویس های جاسوسی امنیتی آمریکا و صهینویسم است. آنها نشسته اند و سالها برنامه ریزی کرده اند که چگونه هماهنگ کنند. مثلاً این چند هزار نفری که اینها توانستند سازماندهی کنند برای آشوب های خیابانی، کار یک شب و دو شب و کار یک سال و دو سال نیست. یعنی شما چقدر باید بیایید و کار مطالعاتی کنید که می خواهید عوامل میدانی بیاورید. طرف مست کند و با حالت مستی بیاید و مردم را بزند، مردم را آتش بزند یا یک جوانی را جلوی چشم خاص و عام برهنه کند. یعنی کارهایی را انجام بدهد که توحش محض است. خوب این کار زمان می برد، کار و زحمت می برد. یعنی شما اگر بخواهید یک جامعه ای را اینقدر هماهنگ کنید که از مردم بیایند و در مقابل مردم بایستند، کار می برد؛ اینها خیلی کوچک هستند که چنین جریانی را رهبری کنند.

همان طور که در درگیری هایشان مثلاً جریان اصلاحات و عوامل مختلف و ماجراهای مبارزه با نظام، خودشان مکرر گفته اند که موسوی قابلیت رهبری ماجرای سبز را ندارد و نمی داند چکار کند و تبدیل شده به ماشین بیانیه نویس! این که نمی شود. شما ببینید چرا دیگران جبهه را خالی کردند؟ خودشان هم به یک تعارض های عجیب و ناتوانی رسیده اند. حکم قضیه این است که آن کسانی که دارند طراحی می کنند نمی توانند حقیقت این طرف را ببینند. فرمود: «ان یتق الله یجعل له فرقانا» فرقان را خدا به متقین می دهد.
اینها دیگر نمی توانند تشخیص دهند. میلیاردی خرج و برنامه ریزی کردند و به تشخیص خود فکر می کردند به نتیجه می رسند. کما اینکه اگر این یقین را نداشتند، امریکا و انگلیس به صورت مستقیم وارد نمی شدند و نمی آمدند کف خیابان. علتش چه بود که آمدند کف خیابان؟ همه کسانی که اشتباه کردند نیز نتوانستند حقیقت نظام و انقلاب را بشناسند. فکر کردند نظام و انقلاب یک پدیده سیاسی است که همین طوری اتفاق افتاده بود و غافل از اینکه به قول آقا از اول تا آخر این نظام را دست خدا اداره می کرد. همه کسانی که آن طرف هستند و یا برگشتند اشکالشان این جاست که نمی توانند دست خدا را ببینند. کما اینکه رهبری می فرماید: اشکال ما این است که بعضی ها نمی توانند دست خدا را ببینند. و امام می توانست ببینند و برای همین خواص اعتماد نمی کنند.
 
7. منشأ فتنه در چه بود؟

منشأ فتنه در صدر اسلام است؛ که همه می دانستند که این پیامبر مصلح است و جامعه جهانی را در بر می خواهد بگیرد. زمان ما عیناً اینگونه بود. وقتی انقلاب داعیه اصلاح جامعه بشری را دارد و یا عین جمله آقا که می فرماید ما داعیه محو نظام بشری را داریم، لذا این ها منافع شان متضرر می شود و دست به کار می شوند.

آِیه قرآن می فرماید: «کنتم خیر امت اخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر» این امر به معروف و نهی از منکر دشمنان نظام را می کشد. اینها می گویند شما به جهان چه کار دارید؟ تمام محصولات هالیوود می خواهد بگوید که ما ناجی بشر هستیم. شیطان این حرف را از ما گرفته و می داند امت تحت ولایت و می گوید من ناجی بشر هستیم و الگوسازی برای غرب کرده و این مأموریت را برای خود می داند.

ریشه فتنه اینجاست که بعد از تشکیل حکومت اسلامی اینها می دانستند که اینها ناجی بشر هستند و انقلاب امتی است که بناست تمام بشریت را به سعادت برساند. لذا دیگر آنها نمی توانند حکومت و موقعیت داشته باشند، لذا مشکل و ریشه فتنه اینجاست که آنها با اصل سعادت بشر مشکل داشتند. چرا که در شعارهایشان می گفتند مرگ بر اصل ولایت فقیه. مرگ بر اصل ولایت فقیه یعنی مرگ بر اصل ولایت خدا. مشکل اینها با اصل حاکمیت خدا، رسول خدا و ائمه و ولی فقیه است. در هر مقطعی بر روی عده ای کار می کنند و بعضی ها را با انحرافات فکری، امیال شهوانی، حب جاه و مقام و غیره صید می کنند. هر کدام از مزدورها یک قیمتی دارند. برخی مزدور بی جیره و مواجب هستند، بعضی ها جاه طلب هستند و بعضی ها نیز به طمع رسیدن به یک منفعت مادی. اگر یک نقطه ضعف داشته باشد، اینها از این نقطه ها استفاده می کنند و مزدور می کنند.

حضرت آقا گمشده عجیبی در این جریانات را جویا شدند و گفتند این عمار. چرا نگفتند این مقداد، ابوذر و سلمان و یا اصحاب دیگر؟ در این مقطع کسی را می خواهد که روشن گری کند و نیاز داشتیم حق را کسانی در جامعه نشان دهد. البته حق را آقا تبیین کرد، ولی میدانی باید شود. زمان جنگ صفین عمار آمد صدای امیر مؤمنان را به لشگر مقابل رساند و صدر اسلام هم چنین کسانی نبودند که آن اتفاق عظیم عاشورا افتاد. امام حسین (ع) می فرماید اگر کسانی بودند که ما را با زبان تصدیق می کردند کار ما به اینجا نمی رسید که اهل بیت خانه نشین شود.

حضرت آقا عمار می خواستند یعنی زبان می خواستند؛ که یکی از گناهان خواص خوبمان این بود که حنجره حق نبودند و خلأ این احساس می شد. یک مقطعی همه سکوت کردند و فقط خود آقا در میدان بود. یک عده ترسیدند، تردید کردند و نخواستند خود را هزینه کنند. آنجا بود که آقا عرض کرد این عمار. ما مبین نداشتیم و بعد این فضا و بصیرت ایجاد شد و آقا تأکید داشتند که مردم خوب هستند، ولی روشن گر نداریم.

8. نقش حوزه در فتنه چگونه بود؟ 

کار حوزه تربیت نسل های آینده و ایجاد بصیرت است. مقام معظم رهبری می فرماید: بصیرت یعنی روشنی دل، و معنایش آگاهی ها و هوشیاری های روزنامه ای، کتابی، رادیویی و علمی نیست. اشتباه نکنید! بعضی ها می گویند فلانی دید سیاسی ندارد، قدرت درک و تحلیل را ندارد. این بصیرت آن دید سیاسی نیست. اینجا میدانی نیست که علم و فضل قدرت و تحلیل سیاسی و سابقه کار سیاسی را بطلبد؛ اینجا قدرت معنوی می طلبد. بصیرت یعنی چشم دل باز شود. بصیرت یعنی دل را با خدا مرتبط کردن، یعنی خدا را با چشم دل دیدن. بصیرت یعنی خدا را ببیند و مقاومت کند. یکی از اصلی ترین کارهایش برقراری ارتباط بین دلهای جوانان با خداست. و کار مهم دیگر حوزه تبیین حق و باطل در زمان فتنه است. چون اصل حق از دین است و حوزه متخصص و کارشناس دین است.

9. ضمن تشکر، جمع بندی سخنان را بفرمایید. 

نهم دی مخلوق ایمان مردم است. همان طور که آقا اعلام کردند نهم دی کار خدا در این نظام است و به هیچ جریان سیاسی وابستگی ندارد. عرض من این است که نهم دی برای ما عبرت بشود. الآن عاشورا بود و امام حسین (ع) کاری کرد که ما به ولایت برگردیم و راه رفته را باز گردیم. همه مسؤولین نظام اعم از قضاییه، مقننه و مجریه عزم خود را جزم می کنند تا حضور خدا در جامعه را جدی کنند. ما انتظار داریم مسؤولین نظام اسباب توفیقات الهی مردم باشند. همان طور که ولی فقیه وسیله توفیق الهی است، تمام کارکنان نظام هم وسیله توفیق الهی شوند؛ تا مردم تعلقات حزبی و پستی آنها را مقدم بر تحلیل سیاسی آنها ندانند، و به آنها اعتماد کنند. مردم باید ولایت را در تک تک آحاد مسؤولین ببینند؛ همان گونه که در مقابل چنین است. طبیعتاً ایراد و اشکالاتی در دستگاه ها است و دشمن تمام این ایرادها را به ولایت نسبت می دهد و مردم را نسبت به ولایت بدبین می کند. دشمن در دشمنی خود درست عمل می کند. نهم دی هشداری و درس عبرتی بود برای خواص و مسؤولین از طرف خدا، که خود را برسانند به نقطه ای که بازوان ولی در جامعه اسلامی بشوند.


http://www.jahannews.com/vdcgqq9qyak9nx4.rpra.html

 

نظرات ()



اصرار عجیب برای اداره بخشنامه‌ای عزاداری اباعبدالله
نویسنده: - ۱۳۸٩/۸/۳٠
بزرگنمایی حواشی هیات‏های مذهبی بجای ترویج عزاداری اهل‏بیت بر خلاف مشی امام

بخشنامه چند خطی مرکز رسیدگی به امور مساجد که مسئول رسیدگی به امور مساجد تهران است، پیرامون موارد ممنوع در عزاداری در مساجد، پس از اعتراض اهالی هیات‌های مذهبی تهران به نوع برخورد با عزاداری اباعبدالله و اصرار رئیس این مرکز به شیوه خود وارد فاز جدیدی شده است.

به گزارش رجانیوز، اعتراض به برخورد بخشنامه‌ای با عزاداری اباعبدالله چهار سال پیش و پس از انتشار بخشنامه سازمان تبلیغات اسلامی با محتوایی مشابه محتوای بخشنامه کنونی مرکز رسیدگی به امور مساجد نیز بالا گرفت.

 این درحالی است که هیات های مذهبی به عنوان بزرگترین شبکه‌های اجتماعی حاضر در کشور با بکارگیری شیوه‌های مرسوم خود، مهمترین نقش را در بصیرت بخشی به مردم در برهه های حساسی همچون انقلاب اسلامی، جنگ تحمیلی و دوران فتنه 88 بر عهده داشته اند.

به نظر می رسد به دلیل عدم شناخت دقیق و عمیق مسئولین این نهادهای فرهنگی از هیات‌های مذهبی، تصور اداره این جریانات مردمی با بخشنامه‌های چند خطی در این نهادها با توجه به شکسته چندباره آن همچنان پابرجاست.

این نگاه با اولویت دادن به آسیب های موجود در هیات‌های مذهبی که ممکن است درصد بسیار ناچیزی از کلیت این جریان عظیم باشد و با بزرگنمایی آن خواسته یا ناخواسته به اصل این جریان آسیب می‌زند این در حالی است که رویکرد حضرت امام به هیات‌های مذهبی آنهم در برهه‌های زمانی پیش از انقلاب که بسیاری از این آسیب‌ها به صورت جدی تر در هیات‌ها قابل مشاهده بود و حتی شهید مطهری را به نگارش کتاب در این زمینه واداشت بسیار متفاوت است.

حضرت امام با درک صحیح این جریان عظیم اجتماعی، آنرا عامل زنده نگاه داشته شدن اسلام قلمداد کرده و اصل و کلیت این جریان را نه تنها تایید کرده بلکه با جدیت ترویج کرده اند.

 ایشان در سخنانی با اشاره به برخی سنت‌های ناروا که در عزاداری‌ها وارد شده می‌فرمایند: "بدانید که اگر بخواهید نهضت شما محفوظ بماند‚ باید این سنت ها را حفظ کنید. البته اگر چنانچه یک چیزهای ناروائی بوده است سابق و دست اشخاص بی اطلاع از مسائل اسلام بوده‚ آنها باید یک قدری تصفیه بشود لکن عزاداری به همان قوت خودش باید باقی بماند و گویندگان پس از اینکه مسائل روز را گفتند‚ روضه را همانطور که سابق می خواندند و مرثیه را همانطور که سابق می خواندند بخوانند و مردم را مهیا کنند برای فداکاری. "

‌ایشان در فرمایشات دیگری بسیار هوشمندانه می فرمایند: در طول تاریخ‚ این مجالس عزا که یک سازماندهی سرتاسری کشورها هست‚ کشورهای اسلامی هست و در ایران که مهد تشیع و اسلام و شیعه هست‚ در مقابل حکومت هائی که پیش می آمدند و بنای بر این داشتند که اساس اسلام را از بین ببرند‚ اساس روحانیت را از بین ببرند‚ آن چیزی که در مقابل آنها‚ آنها را می ترساند‚ این مجالس عزا و این دستجات بود. (صحیفه نور ج 16 ص207 )

امام راحل در سخنان دیگری نیز با تاکید بر لزوم حفظ شیوه‌های موجود عزاداری می‌فرمانید: محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است: ما باید حافظ این سنتهای اسلامی‚ حافظ این دستجات مبارک اسلامی که در عاشورا‚ در محرم و صفر در مواقع مقتضی به راه می افتند تاکید کنیم که بیشتر دنبالش باشند. محرم و صفر است که اسلام را نگه داشته است‚ فداکاری سیدالشهدا سلام الله علیه است که اسلام را برای ما زنده نگه داشته است. زنده نگه داشتن عاشورا با همان وضع سنتی خودش از طرف روحانیون‚ از طرف خطبا با همان وضع سابق و از طرف توده های باید ادامه داشته باشد. (صحیفه نورج15ص204)

به نظر می‌رسد مسئولین این نهادها لازم است با اصلاح نگرش خود به هیات‌ها و تلاش برای ترویج عزاداری اهل بیت بجای بزرگنمایی برخی حواشی کم اهمیت و قرار دادن خود در جایگاه منتقد هیات‌ها، به این جریان عظیم مردمی در سراسر جهان تشیع بپیوندند.

http://www.rajanews.com/detail.asp?id=70205
نظرات ()



مطالب قدیمی تر »